فرهنگی هنری, وبلاگ

آیا بازارآهن جای خوبی برای کار است؟

جواب به این سوال خیلی سخت و پیچیده است. دیدگاههای بسیار زیادی درباره این صنف و به طور کلی شغل آزاد وجود دارد ولی نوشته ای که الان پیش روی شماست طرفا نظر شخصی من در رابطه با این شغل است که حدود ده سالی با آن مشغولم.

لازم به ذکر است که بازارآهن منبع درآمد اکثر اقوام ماست و تقریبا یک شغل خانوادگی برای ما محسوب می شود.

همان طور که گفتم دیدگاههای مختلف و زوایای دید فراوانی نسبت به این شغل وجود دارد. مثلا مذهبی ها یک جور، صرفا اقتصادی ها، تحصیل کرده ها،کارمندها و دست آخر مردم عادی.

حالا من به عنوان کسی که لیسانس کامپیوتر دارد و اول از کارگری نزد پدر و بعد رانندگی و باربری و هم اکنون که به لطف خدا فعالیت برشکاری cnc و خدمات برش و خم ورق ارائه میدهم نظر خودم را مینویسم.

  1. مذهبی ها: از نظر مذهبی ها این شغل به نسبت کسب و کارهای دیگر وضعیت خوبی دارد. چرا؟ چون اول اینکه محیط کار، محیط کاسبی است و به این حدیث رسول گرامی اسلام(ص) استناد میکنند که الکاسب حبیب الله. و نکته دیگر آیه شریفه25 سوره حدید است که میفرماید در آهن منافع زیادی است. وهمین نکته ها انسان را خیلی دلگرم می کند.
  2. اقتصادی ها: این دسته از افراد خیلی به این شغل و شغلهای مشابه مثل استیل و آلومینیوم خوشبین هستند. چون این قبیل شغلهای آزاد به علت نوسانات اخیر در بازار به سرعت باعث رشد اقتصادی خیلی افراد تازه کار شده و خیلیهای دیگر سودهای کلانی برده اند و این ممکن نیست مگر به قدرت پیش بینی درست وضعیت و خرید به هنگام. درست است که خیلی افراد اذعان میکنند که از همین نوسانات متضرر شده اند ولی تجربه به من ثابت کرده که این افراد زیاد صادق نیستند و کمی با اغراق مسائل را بیان میکنند. یعنی اولا : این افراد در جاهای دیگر سودهایی برده اند و فقط در یکی دو مورد ضرر کرده اند و ثانیا تا الان زمانی را سراغ ندارم که قیمت آهن آلات با افت شدید و ناگهانی قیمت روبرو شود.
  3. تحصیل کرده ها: این دسته از آدمها اگر در خود کار باشند نظرات ارزشمندی دارند. یعنی در وحله اول کسانی هستند که به کمک همین سواد خود قدرت تحلیل بازار و شرایط را دارند و در ادامه با مطالعاتی که میتوانند در زمینه متالوژی و فولادهای آلیاژی داشته باشند به سودهای خوبی دست پیدا کنند. همان طور که بسیاری از فولاد فروشان همین افراد تحصیل کرده هستند.
  4. کارمند ها و حقوق بگیرها: متاسفانه کارمند ها و کسانی که به گرفتن حقوق به موقع و سر برج عادت کرده اند اصلا با بازار آهن کنار نمی آیند و ریسک کاسبی را نمی پذیرند. از جهتی حق هم دارند چون بالاخره کاسبی، آهن هم در بازار پر افت و خیز آهن لم های خاصی دارد که اگر بلد نباشید کلاهتان پس معرکس.
  5. مردم عادی: این دسته از دشمنان سر سخت این شغل هستند و به آهن و آهن فروش به چشم یک دزد مغازه دار! نگاه میکنند. این دسته هم از جهتی حق دارند. به عنوان مثال چون اعداد و ارقام در این صنف بالاست با کمی تکان خوردن قیمتها مبالغ زیادی جابجا می شود و همین نکته باعث سردر گمی خریداران و شنوندگان می شود و در آخر به رسم همه ایرانیان همه افراد آن شغل را دزد می دانند. درباره این نظر انتقادات و حرفهای زیادی برای گفتن دارم که حتما در نوشته های بعدی به آن اشاره خواهم کرد.

نتیجه گیری: 

با نوشته هایی که خواندید این کار را به خودتان واگذار میکنم. ولی ذکر این نکته را لازم می دانم که این شغل به خاطر افراد بسیار زیادی که در آن مشغول به کسب درآمد هستند زمان زیادی برای راه افتادن دارد و به قول قدیمی ها خیلی باید خاکش را خورد. همین الان که من در حال نوشتن این مطلب هستم حدود هشت ماه است که با مشکلات جدی در طمینه درآمدم مواجه شدم و بارها به تغییر آن فکر کرده ام ولی به روزی رسانی خدا ایمان دارم و مطمئنم که با پشتکار می شود راهی برای موفقیت پیدا کرد.

برای دریافت جدید ترین اخبار بازارآهن تهران در بخش اشتراک ایمیل خود را وارد کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *